محمد تقي جعفري

14

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

تقويت شخصيت مىگردد و بدانجهت كه اين شناخت مستند به درك و دريافت مستقيم قدرت شخصيت در ذات خويش است ، عميق و قابل دوام بيشتر مىباشد . اصلى كه مىگويد : براى انسان شدن عنصر عمل مهمتر از عنصر شناخت است ، مقصود آن نيست كه عمل بدون شناخت داراى اهميت است ، بلكه منظور آن است كه شناخت مستند به عمل و گرديدن در ساخته شدن انسان با اهميت تر است از شناختهاى مجرد كه در ذهن محققان انباشته مىشود . 3 - شناختهاى تقليدى ( وابسته ) در تعريف شناختهاى تقليدى چنين گفته مىشود كه « شناخت تقليدى عبارتست از قبول و پذيرش گفتار شخص ديگر بدون دليل » به نظر مىرسد اين تعريف براى تقليد كاملا نارسا است ، زيرا گفتار يكى از پديده‌هاى قابل تقليد است ، زيرا تقليد كه عبارتست از منعكس ساختن چيزى از برون ذات در درون ذات و پذيرش آن ، شامل همه گونه پديده‌هاى قابل انعكاس مىباشد . چه از جنس گفتار باشد ، يا از جنس عقيده ، يا انديشه ، حتى اخلاق و كردار عينى ، همهء اين امور قابل تقليد مىباشند . هر عمل تقليدى مركب است از پنج عنصر اساسى : عنصر يكم - تقليد كننده - عبارتست از انسانى كه پديده اى را كه براى او مطلوب جلوه كرده است از شخص ديگر مىگيرد و در خود منعكس مىسازد و آن را مىپذيرد ( مقلد با كسر لام ) . عنصر دوم - انسانى كه پديده اى از او مطلوب به نظر مىرسد و شايستهء وابسته شدن به او براى گرفتن آن پديده تلقى مىگردد ( مقلد با فتح لام ) . عنصر سوم - پديده يا آن حقيقتى كه مورد تقليد است ، مانند گفتار ، كردار ، انديشه ، عقيده ، اخلاق و غير ذلك . عنصر چهارم - هدفى كه از تقليد منظور مىشود ، مسلم است كه اين عنصر